تبلیغات
جدیدترین عکس ها و خبرهای خوانندگان و بازیگران - داستان فیلم سرآغازInception
جدیدترین عکس ها و خبرهای خوانندگان و بازیگران
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

داستان فیلم سرآغازInception که یکی از بهترین فیلم های سینمایی خارجی هست.

سرآغاز یا تلقین (به انگلیسی: Inception) نام یک فیلم اکشن، علمی- تخیلی به کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی کریستوفر نولان و با بازی لئوناردو دی‌کاپریو و یک تیم از بازیگران مکمل است. این فیلم که در ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۰ اکران شد، استقبال تماشاگران و منتقدان سینمایی را در پی داشت و در سال ۲۰۱۱ در هشتاد و سومین دوره مراسم اسکار برنده جایزه اسکار بهترین فیلم‌برداری، بهترین جلوه‌های تصویری، بهترین میکس صدا و بهترین تدوین صدا شد.

داستان فیلم در مورد رخنه کردن به داخل رویاهای دیگران (بطور مخفیانه) و ربودن اسرار ذهن آنان در هنگام خواب است.

دام کاب (بازیگری لئوناردو دی کاپریو) یک دزد ماهر در استخراج اسرار ارزشمند مورد نیاز سازمان‌های جاسوسی و شرکت‌های تجاری و چندملیتی است. توانایی او در این است که هنگامی که دیگران در خواب هستند و ذهنشان در آسیب پذیرترین وضعیت است اسرار کلیدی آنان را از درون رویاهایشان ربوده و در دنیای بیرون از خواب، این اسرار را به خریداران متقاضی عرضه میکند. او یک گروه خطرناک از روان‌کاوان و مهندسان زبردست دارد که همراه او (بطور مخفی) وارد خواب‌های دیگران شده، و سعی در کشف و ربودن اطلاعات را دارند.

سایتو، نام یک سرمایه‌دار بزرگ ژاپنی است (به بازیگری کن واتانابه) که بدنبال حذف رقیبان تجاری خود، بخصوص خانوادهٔ رابرت فیشر (بازیگری سیلین مورفی) است. سایتو (که خود قبلا مورد هجوم ناموفق تیم آقای کاب قرار گرفته است)، پیشنهاد یک ماموریت ظاهرا ناممکن را به آقای کاب می‌دهد، و آن: بجای اینکه اسرار ذهن رابرت فیشر جوان را بدزدند، یک اندیشه را درون ذهن ناخودآگاه آقای فیشر بکارند[پانویس ۱] و آن، اندیشهٔ متلاشی ساختن شرکت خودش و پدرش موریس فیشر (بازیگری پیت پوستلتویت) بدست خویشتن است. سایتو در عوض قول می‌دهد که با پارتی و نفوذی که در آمریکا دارد، کاب را از روی لیست سیاه تحت تعقیب دولت آمریکا بر دارد، تا او بتواند به آمریکا بازگشته و دو فرزند خویش را باز ببیند. کاب می‌پذیرد.

نولان و اِما توماس (تهیه کننده)
بازیگران فیلم در شب افتتاح فیلم.
 
سایتو، کاب، و تیم منتخبشان (یک معمار، یک داروگر، و یک عامل نفوذی که قدرت تغییر چهره در خواب را دارد)، در یک برنامهٔ از قبل طراحی شده، وارد خوابِ (رویای) رابرت فیشر می‌شوند تا اندیشهٔ جدید (تکه تکه کردن امپراتوری پدرش) را در ذهن او بکارند. اما آنچیزی که از آن خبر ندارند این است که رابرت فیشر از قبل در اصول محافظت از ضمیر ناخودآگاهِ خود تعلیم دیده بوده‌است، و لذا مقاومت سرسختانه‌ای از خود در خوابش به نمایش می‌گذارد. این مقاومت بصورت مقاومت مسلحانه در خیابان‌های لس آنجلس در خوابِ فیشر متجلی می‌شود. سایتو در این میان تیر می‌خورد و مجروح می‌شود، و ماموریت در خطر شکست قرار می‌گیرد (یعنی ضمیر ناخودآگاه فیشر تقریبا موفق به حذف عوامل غیر بومی از خواب خود می‌شود). اما در همین موقع، کاب برای اینکه موفق شود اندیشه را در ذهن فیشر با موفقیت بکارد، مجبور می‌شود که خودش و بقیه را به یک لایه پایین‌تر بفرستد: یعنی در خوابِ فیشر همگی به خواب روند، و در آن رویای درونِ رویا، آن عملیات را ادامه دهند. اما در آن رویا (لایهٔ دوم)، که در یک هتل رخ می‌دهد، کاب اینبار برای اینکه فیشر به چیزی شک نبرد، با او از در دوستی وارد شده و او را متقاعد می‌کند که دارد خواب می‌بیند، و اینکه دزدانی ماهر سعی در ربودن رمز گاوصندوق پدرش (که در آن وصیت‌نامه‌ای نیز برایش گذاشته شده) دارند. کاب فیشر را متقاعد می‌کند که از راه خواب دیدن می‌تواند وصیتنامه پدرش (که در واقع اندیشهٔ آغازگر است) را دیده و قبل از دزدان به آن برسد. بنابراین هر دو (و بقیهٔ تیم بطور ناشناس) باز به خواب می‌روند تا فیشر وصیت پدر خود را در خوابِ جدید ببیند (یعنی لایهٔ در واقع سوم). در این لایه (که در کوهستانی اتفاق می‌افتد)، سایتو بلاخره می‌میرد، و کاب بدنبالِ او وارد لایهٔ چهارم (خوابِ درون خوابِ درون خوابِ درون خوابِ آقای فیشر) شده، اما بطور اتفاقی اسیر مولفهٔ همسر متوفی خود[پانویس ۲] می‌گردد. مالوری (به بازیگری ماریون کوتیار) کاب را مجبور می‌کند تا در همان لایه بماند و به قولی که روزی به او داده بوده (زندگی مشترک) وفا کند.
یکی از آزمون‌های درون فیلم برای اینکه بشود فهمید که آیا درون رویا هستیم یا درون جهان حقیقی، استفاده از علامتگذارهای شخصی (totem) مثل فرفره است.

نهایتا همگی (به غیر از سایتو و کاب) از لایه سوم خارج و به بالا بازمی‌گردند. اما کاب در جستجوی سایتو، آنجا (در لایه سوم و چهارم) می‌ماند، و بنظر می‌رسد که راه فراری به بیرون از آن رویاها ندارد. در صحنهٔ نهایی فیلم، کاب (با چهره‌ای کهولت‌دار[پانویس ۳]) با سایتو (در سنین پیری) درون یک کاخ مکدّر اما زیبا با معماری سنتی ژاپنی دیدار می‌کند، و کاب از او می‌خواهد که به یاد بیاورند که زمانی دور، هر دو به این دنیا وارد شدند، و این دنیا در واقع یک رویا است.[پانویس ۴] سایتو تپانچه‌ای را بلند می‌کند، اما فیلم نشان نمی‌دهد که با آن چه می‌کند.[پانویس ۵] ناگهان کاب خود را بیدار (در لایهٔ ظاهراً صفر) می‌یابد و همه چیز را پایان‌یافته شده می‌بیند: دوستانش به او (بابت موفقیت در ماموریت) تبریک گفته، و سایتو در حال گفتگوی تلفنی با مامورین دولت آمریکا (بمنظور بخشش از روی لیست سیاه) می‌باشد. پدر مالوری (بازیگری مایکل کین) در فرودگاه بین‌المللی لس‌آنجلس به استقبال او آمده و او را به نزد نوه‌هایش (فرزندان خردسال کاب و مالوری) می‌برد. در آن منزل، کاب، که هنوز باور ندارد که دارد به دیدار بچه‌هایش می‌رود، فرفره را روی میز انداخته و به چرخش در می‌آورد. فیلم با زوم کردن روی چرخش فرفره بمدت چند ثانیه، ناگهان تمام می‌شود (و مشخص نمی‌شود که فرفره زمین میخورد یا نه)





نوع مطلب : ---داستان فیلم های سینمایی خارجی---، 
برچسب ها :
          
یکشنبه 15 خرداد 1390





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی